مطالعه مناسبات شهررشت و روستاهای پیرامون (مطالعه موردی دهستان پیربازار)

قسمتی از متن پایان نامه :

تفاوت های ساختاری بین شهر و روستا

توسعه شتاب آلود شهرها و مهاجرت های روستایی در همه نواحی و کشورهای جهان موجب شده می باشد که تغییراتی در ساختار شهری و روستایی و بافت فیزیکی و چهره آنها به وجود آید. از آنجایی که مراکز شهری و روستایی هر کدام کارکردهای خاص خود را دارند لازم می باشد آن چیز که که تحت عنوان ملاک های شناخت شهر از روستا نامیده می گردد مشخص گردد تا با شناخت هر یک از آنها و تفاوت های موجود بین آنها به تأثیر و وظایف شهر و روستا دست یفت و با تقویت عملکردهای شهری و روستایی، طریقه توسعه متعادلی را برای شهر و روستا به وجود آورد و به ایجاد روابطی معقول و ارگانیک بین شهر و روستا اقدام نمود.

امروزه در شناخت شهر از روستا ملاک هایی چند هست که عبارت اند از: ابعاد اکولوژیکی، شرایط شغلی، خصیصه های اجتماعی – اقتصادی، فرهنگی، ملاک اداری، نوع فعالیت های اقتصادی، اندازه جمعیت مشخصات شهری، و حوزه دولت محلی. آن چیز که که در ارتباط با ابعاد اکولوژیکی مطرح می باشد، این می باشد که در حوزه های روستایی کاربری زمین بیشتر در حیطه بخش کشاورزی می باشد و کاربری های سکونتی محدود و تعداد مساکن روستایی به اندازه خانوارهای ساکن در روستاهاست که اکثراً تراکم جمعیت نیز بسیار پایین می باشد. همچنین جوامع روستایی علاقه و گرایشی به زندگی دسته جمعی همانگونه که در شهرها حاکم می باشد، را ندارد و همیشه به انزوای خاصی روی می آورند و خود را تا حدودی با ساکنین در شهرها بیگانه احساس می کنند.

شرایط شغلی جوامع روستایی با جوامع شهری متفاوت می باشد. حوزه های روستایی بیشتر به فعالیت های کشاورزی، دامداری، جنگلداری و ماهیگیری اشتغال دارند.

خصیصه های اجتماعی و فرهنگی جوامع روستایی نیز شکل خاص خود را دارد بدین معنی در جامعه روستایی، برخوردها به چهره ها می باشد و همه خانواده های روستایی از فرهنگ مشترکی برخوردار می‎باشند، و ارزش های فرهنگی حاکم بر روستا همواره با دوام و ثابت می باشد، گرچه ممکن می باشد امروزه به لحاظ گسترش و توسعه ارتباط ی شهر و روستا با یکدیگر و نفوذ فرهنگ شهرنشینی در روستا، این ارزش‎ها رو به کاهش نهد.

جامعه شناسان در شناخت شهر از روستا سه بعد مهم را مورد توجه قرار می دهند. یکی گرایش به آزادی‎های مدنی، دوم گرایش به محدودیت اولاد و بعد سوم گرایش به یکپارچگی اجتماعی می باشد.

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

جغرافیدانان در این مرود به طبقه بندی زمین بیش از سایر ملاک ها اعتبار قائل می شوند و در شناخت شهر از روستا به چند ملاک توجه دارند. کاربری زمین، شرایط محیطی، اندازه تراکم جمعیت، قشربندی های اجتماعی، اندازه تجانس و عدم تجانس جمعیت مانند چنین عامل و ملاک هایی محسوب می شوند (رضوانی، 1381، ص27).

در سال 1967، کارشناسان سازمان ملل نیز برای شناخت شهر از روستا معیارهایی را ارائه داده اند که به تبیین زیر می باشد:

الف) حوزه اداری: با انتخاب ملاک اداری در شناخت شهر از روستا، روی موارد تاریخی، سیاسی و اداری بیش از موارد آماری تأکید می گردد، به گونه مثال وجود شهرداری یکی از ملاک های تفکیک شهر از روستا به شمار می آید.

ب) نوع فعالیت های اقتصادی: مکان هایی که در آنها، سهم بیشتری از نیروی کار در نوع ویژه ای از فعالیت‎های غیرکشاورزی جذب شده باشند به عنوان شهر خوانده می شوند.

ج) اندازه جمعیت: گاهی اوقات ملاک های جمعیتی اساس کار قرار می گیرد و تعیین شهرها، مادر شهرها، کلان شهرها، جهانشهرها، مجموعه های شهری، شهرک ها و حومه ها هر یک با حداقل جمعیت صورت می گردد. زمانی هم فقط به تراکم جمعیت در واحد سطح استناد می گردد، به آن سان که در مورد حومه ها و مرزهای دهشهر اقدام می گردد.

د) مشخصات شهری: شهر جایی می باشد که در آن مشخصات شهری نظیر خیابان ها، ساختمان های عمومی، خدمات عمومی مثل آب لوله کشی، فاضلاب، برریال خدمات پلیس، بیمارستان، مدرسه و دادگاه وجود داشته باشد.

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

مناسبات شهررشت در روستاهای دهستان پیربازار چه تاثیری دارد؟

براساس سوال اصلی پژوهش سوالات راهبردی زیر پیشنهاد می گردد.

آیا افزایش جمعیت شهر رشت درمناسبات این شهر با روستاهای پیرامون تأثیر دارد؟

آیا با ارائه راهکارهای مناسب می توان مناسبات بین شهر و روستا در دهستان پیربازار را بهبود بخشید؟

آیا با شناسایی روستاهای این دهستان می تواند ارتباط بین شهر و روستا مناسب تر گردد؟

 دانلود متن کامل پایان نامه جغرافیا در لینک پایین صفحه